ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
952
سفرنامه شاردن ( فارسى )
آموخته است . تازيان لسان عربى را به سبب انتساب حضرت پيغمبر به قبيله قريش كه نژاد اسماعيل نيز به اين قبيله مىپيوندد ، زبان قريش مىناميدند ، و قرآن زبان عربى را از نظر تجليل و تفخيم لسان روشن ناميده است ، ولى متفكران آسان درمىيابند كه نظريهء كمال يافتن زبان عربى با ظهور و گسترش دين اسلام تصورى باطل و بر خطاست چه پژوهشگران و انديشمندان جملگى بر اين اعتقادند كه از قرنها پيش از ظهور اسلام اعراب با نهايت عشق و اخلاص و ارادت به آموختن و ترويج زبان خويش مىكوشيدهاند . زبان خويش را فصيحترين ، پرمايهترين ، رساترين و كاملترين همهء زبانها مىدانستند و به دانستن چنان زبان كامل عيار به خود مىباليدند . ابو نصر در يكى از آثار خود آورده است : دانايان عرب زبان ، به آموختن دانش ستارهشناسى شوق بسيار داشتهاند ، و پيوسته به كشف دقايق اين دو علم مىكوشيدهاند . اما هم اينان و ديگر تازيان ، ياد گرفتن و تكميل زبان خود را بر همه آرزوها و آرمانهاى خويش مقدّم مىشمردهاند . چنان كه مىگويند اعراب به سه چيز خود مىبالند ، و آن سه شمشير ، خوى مهمان دوستى و زبان آنهاست . پيش از اين كه بحث خويش را دربارهء زبان عربى به پايان برم به دو نكته اشاره مىكنم . نخستين نكتهاى كه همه پژوهشگران و محققان صاحب نظر متفق القولند اينست كه زبان عربى يكى از زبانهاى معتبر و مهمّ دنيا ، و شايد مايهورترين آنهاست . از جمله امتيازات اين زبان يكى اينست كه طىّ قرون و اعصار گذشته خلوص و صفوت و تابناكى خود را از دست نداده ، هنوز هم در اقطار جهان ملتهاى بزرگى بدين زبان تكلّم مىكنند ، و يكى از جهات بقا و عدم تغيير و تبديل اين زبان اينست كه اعراب هيچ زمان تحت نفوذ و تابعيت دولتهاى ديگر نبوده و اختلاط آنان با ملتهاى ديگر زياد و پر دوام نبوده است و آشكار است بزرگترين عواملى كه مىتواند موجب تغيير زبان و محو تدريجى آن گردد همين نكته است كه به آن اشاره شد . همچنان زبان عربى بر اثر انتقال يافتن قوم يهود به سرزمينهاى كلده و عربستان در مدتى نه بسيار دراز از يادها رفت . نكته دوّم اين كه مسلمانان بر اطلاق قرآن را مظهر كمال فصاحت و بلاغت مىدانند و بر اين اعتقادند كه در اين كتاب آسمانى از نظر صرف و نحو هيچ اشتباهى وجود ندارد ، و مىتوان از اين جهت و جهات ديگر سرمشق و راهنمايى كامل عيار